تا گرم آغوشت شدم
چه زود فراموشت شدم
تقصير تو نبود خودم
باری روی دوشت شدم
كاشكی دلت به من می گفت
نقشه قلبم رو داره
هر كی زد و رفت و شكست
يك روز يك جا كم مياره
موندن سوختن و ساختن
همه يادگاره عشقه
انتقام از تو گرفتن
كار من نيست كار عشقه
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 11:53 توسط فرزاد
|
من تنها امروز
هوس راه درازی دارم
آری شاید آری
در پس هر ابری
باشد آن نور که من شوق تابیدن آن را دارم
من به خود می خندم
شوق دیدار به از دیدار است
غم دلدار به ازدلدارست
شعر: سید طاهرحسینی
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 16:5 توسط فرزاد
|
حالا كه رفتنيم با اون كوله بار خاطره
نميخوام حتي بياي يه لحظه پشت پنجره
اين روزا راه من و تو عزيزم جدا شده
سهم من از عشق تو گريه بي صدا شده
من كاري ندارم با اشكاي تو
من نميميرم ديگه براي تو
من نميريزم اشكي به پاي تو
به پاي تو
من خسته شدم ديگه به جون تو
من جون سپردم توي زندون تو
من ميخوام برم ديگه بدون تو
بدون تو...
نميخوام حتي بياي يه لحظه پشت پنجره
اين روزا راه من و تو عزيزم جدا شده
سهم من از عشق تو گريه بي صدا شده
من كاري ندارم با اشكاي تو
من نميميرم ديگه براي تو
من نميريزم اشكي به پاي تو
به پاي تو
من خسته شدم ديگه به جون تو
من جون سپردم توي زندون تو
من ميخوام برم ديگه بدون تو
بدون تو...
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 12:33 توسط فرزاد
|

