شنيدم كه خدا
در گوش پسر كوچولويي گفت:
بهشت و جهنم دروغ است!
و من
به تصادف شنيدم
و از آن روز
تمامي لحظه ها را
لحظه لحظه نوشيدم!
در گوش پسر كوچولويي گفت:
بهشت و جهنم دروغ است!
و من
به تصادف شنيدم
و از آن روز
تمامي لحظه ها را
لحظه لحظه نوشيدم!
+
نوشته شده در شنبه پنجم شهریور 1384ساعت 21:53 توسط فرزاد
|
گفته بودم ناز نکن این همه با آب و تاب
گفته بودم زندگی داره حساب و کتاب
گفته بودم که آخر قصه پشیمون میشی
بین زمین و هوا چرخه ی گردون میشی
دل بود و دلدادگیش با همه ی سادگیش
هر کی بود و هر چی بود میره پی زندگیش
اگه یه روزی پای تو از همه غافل شدم
با همه دیوونگی یکدفعه عاقل شدم
+
نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1384ساعت 21:42 توسط فرزاد
|
امشب شب بی کسیه
یکی به دادم برسه
تنهاترین مرد زمین
امشب به آخر میرسه
حرفی نزن چیزی نگو
فقط بزار گریه کنم
میخوام با بارون چشام
فاصله رو پر بکنم
ترک ترک دلم شکست
کسی به دادم نرسید
گریه های تنهایی مو
هیشکی به جز خودم ندید
از هم دیگه جدا شدیم
به راه و رسم زندگی
بودن تو یه لحظه بود
رفتن تو همیشگی
حرفی نزن چیزی نگو
فقط بزار گریه کنم
میخوام با بارون چشام
فاصله رو پر بکنم
+
نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1384ساعت 21:40 توسط فرزاد
|

